وقتی در ۲۴ آذر ۱۳۷۱ به ابتکار مدیریت شهری وقت تهران، همشهری به عرصه کم‌رونق مطبوعات آن روزها پا نهاد، مردم با طرز جدیدی از روزنامه و روزنامه‌نگاری روبه‌رو شدند. روزنامه‌ای چهاررنگ و حرفه‌ای که به دور از عصبیت‌های سیاسی، تهران را جای بهتری برای زندگی می‌خواست. برای مخاطبش احترام بیشتری طلب می‌کرد و به‌زودی توانست جای خود را در باجه‌های روزنامه‌فروشی باز کند و تهران هر روز خود را صبح با همشهری آغاز کند. همشهری به حقیقت زبان‌زمانه‌ خود بود.
اکنون پس از نزدیک به۳ دهه از عمر پر فراز و نشیب آن نمی‌توان دریافت که این محصول سی ساله زبان کیست. زبان شهر است؟ زبان مدیریت شهری است؟ یا رسانه‌ای است خسته با انبوه مشکلات و تأثیر‌گذاری بسیار اندک. دریغ بیشتر اینکه همشهری امروز دیگر رسانه‌ زمان خویش نیست. در این نوشتار به‌دنبال مقصر یا مقصرین این وضع نیستیم اما واقعیت این است باید روشن شود چرا و چگونه از آن فراز به این فرود رسیده است. چگونه است که در پس این سال‌ها همشهری نتوانسته با پیدایش رسانه‌های نو و گسترش رسانه‌های مجازی، خود را با سرعت شگفت‌انگیز این تغییرات وفق دهد و با بهره‌مندی از این بدایع رسانه‌ای، زبان تازه‌ای یابد؟
اکنون که خبر به آنی در پیش‌روی جامعه است و در چشم به‌هم‌زدنی در میلیون‌ها تلفن همراه می‌پیچد و به گوش می‌رسد، همشهری چه چاره‌ای جسته است؟ افسوس که با در اختیار داشتن امکانات لازم در زمان مناسب خود، به ایجاد رسانه‌های امروزی عزم جزم نکرده و حال از این فضا به دور است. اینها که پیش‌تر آمد باید در چشم‌انداز فردای همشهری دیده شود و به‌عنوان استراتژی حیاتی این رسانه به آن توجه ویژه کرد. اما در وضعیت موجود نیز متأسفانه همشهری تعامل مناسبی با نهاد شورای اسلامی شهر تهران ندارد، گویا با تعارف اخبار شورا را منعکس می‌کند و گاه از آنچه در شورا می‌‌گذرد بی‌خبر می‌ماند.
از یاد نمی‌توان برد که همشهری رسانه‌ مدیریت شهری تهران یعنی شورای شهر و شهرداری برای همشهریان تهرانی است که در سطح کشور بازتاب دارد. از این منظر روزنامه‌ همشهری از ماموریت اساسی خود دور مانده است و می‌بایست اهتمام بیشتری در انعکاس اخبار شورای شهر به‌عنوان نمایندگان مردم داشته باشد. باید به آینده امید بست و چشم انتظار تغییر نگاه در این رسانه‌ سی‌ساله به سمت افق‌های روشن بود.