یک شنبه ای که گذشت، مجلس جلسه علنی داشت ،با اینکه اعضای فراکسیون اقلیت برای گرفتن وقت یک نطق پیش از دستور با مشکلات زیادی روبرو هستند اما امروز؛ ناصر نصیری ،نماینده مردم گرمی و از اعضای فراکسیون اقلیت،توانست با استفاده از یک فرصت ده دقیقه ای نطق جالبی را ایراد کند.در قسمتی از نطق نصیری آمده بود :«مرحوم عبدالله مستوفی؛دیوانی سرشناس دوره قاجاردر کتاب شرح زندگانی من نوشته است:امین الدوله صدر اعظم مظفرالدین شاه معتقد بود که باید حاجت کشور را از مال التجاره های خارجی با ایجاد کارخانه ها رفع کرد،زیرا خوب می فهمید که واردات ایران خیلی زیادتر از صادرات آن است و با این وضع زندگی که حتی اسب ها روسی شده اند! عنقریب بقیه السلف طلاهایی که از قدیم در ایران بوده و آنهایی که نادرشاه از هندوستان به این کشور آورده است به وسیله بانک شاهی انگلیس و بانک رهنی روس در ایران، خارج و روز به روز قوت خرید پول نقره کمتر خواهد شد ».

نصیری ادامه داد:«ملاحظه می کنید که صد سال پیش امین الدوله صدراعظم مظفرالدین شاه که او نیز قصد داشت اصلاحاتی در اوضاع اقتصادی ایران به عمل آورد، نگران آن بود که ذخیره مالی کشور پایمال و صرف واردات شودو امروز نیز آن بیم و هراس همراه با نگرانی بیشتر برای از دست رفتن سرمایه مالی و سرمایه اعتماد مردم پابرجاست».

نصیری وقتی از کتاب« شرح زندگانی من» می گفت ؛مرا به حال و هوای دوران دانشجویی ام برد و سه کتاب« حاجی بابای اصفهانی» جیمز موریه،«سیاحتنامه ابراهیم بیگ »زین العابدین مراغه ای و دست آخر« مسالک المحسنین»طالبوف که هرکدام آیینه تمام نمایی از تیرگی های دورانی بودند که غرب ترکتازانه به سمت مدرنیت می رفت و جهان اسلام من جمله ایران هرروز بیشتر از گذشته رو به تباهی و رخوت و از همه جالب تر برایم نگاه روشن بین نویسندگان این آثار بود که چگونه توانسته بودند در لابه لای حوادث، رد عوامل اصلی این رکود را پیدا کنند و این کتاب «شرح زندگانی من »-که نصیری در نطقش اشاره کرد -هم کتابی از این دست است، بگذریم…

نصیری در ادامه نطقش گفت :«دوسال پیش به مردم وعده داده شد که انتظار زندگی بهتر و فردایی پر امید را داشته باشند و جوانان توسن تیز پای خویش را برای رسیدن به قله های سعادت زین کنند و خوشبختانه بخت یار شد و کشور صاحب بی سابقه ترین درآمد نفتی گردید …حداقل توقع این بود که بحث بر سر نکبت فقرو فاقه خاتمه یابد ،نشاط فرهنگی در جامعه دو چندان گردد،چنان فساد و تباهی در هم کوبیده شود که پند ابنای زمان شود و کسی غصه و غم نان فردای خویش را نخورد ،اما به نظر می رسد آنچه تصور شده؛ فسانه ای بیش نبوده است…».

نصیری پس از چند پرسش اساسی سخنش را اینگونه ادامه داد:«حال بگویید صندوق ذخیره ارزی چه شد؟ودرآمد بالای ارزی به کجا رفته است و آیا حق نداریم بیشتر از امین الدوله نگران وضعیت کشور در این برهه حساس باشیم؟».

***

از پول سفره و نفت تا فروش مدارس روستاها!

امروز ساعت دو بعدازظهر در کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس، سوال من ازآقای فرشیدی وزیر آموزش و پرورش مطرح شد .محتوای کلی سوال این بود:«علت فروش برخی مدارس روستاهای محروم منطقه طارم سفلی قزوین بدون لحاظ منافع مردم چیست؟این سوال را پس از سفری که به منطقه طارم داشتم، مطرح کردم چون در روستاهای چوبه ،زه آباد و سورشان،مردم نسبت به فروش مدارس روستاهای خود معترض بودند ؛به گفته روستاییان ؛آموزش و پرورش طی مزایده هایی که مردم از آن بی اطلاع بوده اند، مدارس این روستاها را فروخته است !در دیداری که از یک روستا داشتم پیرمردی می گفت:« زمین این مدرسه را من اهداء کردم و قصدم ساخت مدرسه بوده؛ آیا شرعا و قانونا دولت می تواند زمینی را که من به نیت مدرسه اهدا کرده ام بفروشد؟ ».

در روستایی دیگر مردم می گفتند :«اگر دولت محتاج چند میلیون تومان پول این مدارس بود این نیازش را به خود ما می گفت تا بازهم پول جمع کنیم و به آنها بدهیم تا حداقل مدرسه برای روستا بماند»!!

من هم حرف های مردم را در کمیسیون به وزیر انتقال دادم و از او خواستم درباره علت فروش این مدارس ،نحوه واگذاری و علت بی اطلاع گذاشتن مردم توضیح دهد.توضیحات وزیر که بر اساس اطلاعات ارسالی ازسازمان آموزش و پرورش قزوین  اعلام می شد به نوبه خود جالب بود و نشان می داد که وزارتخانه تا چه حد بر سازمان های تابع خود اشراف دارد!!آقای وزیر که با اعتماد به گزارش غیر واقعی همکارانش پا به کمیسیون گذاشته بود در پاسخ به سوالات من مدعی شد که این روستاها خالی از سکنه بوده اند در حالی که چند دقیقه بعد اینچنین استدلال کرد که برخی از این مدارس محل نگهداری چارپایان و یا علوفه بوده است و به کل از یاد برد که هر چارپا و دامی لاجرم در جایی است که سکنه ای نیزدر آنجا وجود دارد؛بگذریم از اینکه خود من در بازدید از این مناطق شاهد بودم که در این روستاها زندگی جریان داشت .بعد از توضیحات وزیر آموزش و پرورش به ایشان گفتم :«متاسفانه به شما اطلاعات غیر واقع داده اند و من همین حالا حاضرم با شما به این مناطق برویم تا ببینیم ادعای کدام یک درست است».خاتمه این جلسه آنجا بود که پس از قانع نشدن من،کمیسیون دو هفته به وزیر مهلت داد تا با اعزام بازرس به منطقه مذکور مجددا موضوع را بررسی و نتیجه را اعلام کند.

***

فرمول تضییع حق!

چندی پیش از طریق دوستانی در مورد  نحوه پذیرش دانشجو در آزمون سراسری  اطلاعاتی بدست آوردم که نشان می داد؛ به دلیل استفاده از فرمول هایی خاص، حق داوطلبین بسیاری از استان ها( از جمله قزوین،آذربایجان،گیلان،لرستان ،فارس و …) طی پروسه ای بسیار پیچیده پایمال شده و می شود . این مساله از چنان اهمیتی برخوردار بود که امروزساعت چهارو نیم ، من این دو دوست مطلع را به کمیسیون آموزش و تحقیقات بردم و موضوع رابا عدد و رقم و نمودار ، در حضور آقای دکتر عباسپور رییس کمیسیون و تعدادی از اعضاء مطرح کردیم.ازآنجاییکه این مساله بسیار مهم و بالتبع نیازمند بحث جداگانه و مبسوطی است ،انشاءا… به زودی ابعاد مختلف آن را در وبلاگم روشن خواهم کرد.

***

شام آخر

ساعت پنج و نبم بعد از ظهر ،جلسه فراکسیون مدیریت شهری با حضور اعضای شورای مرکزی این فراکسیون ،دکتر قالیباف  شهردار تهران ،چمران رییس شورای شهر تهران و آقای مسجد جامعی از اعضای این شورا تشکیل شد

.رییس فراکسیون مدیریت شهری آقای دکتر خوش چهره ومن هم دبیر آن هستم.در این جلسه بحث هایی در مورد اولویت های کاری فراکسیون ،طرح ها و لوایح مرتبط با امور شهری و… مطرح و قرار شد به زودی این فراکسیون جلسه ای را با شهرداران و شوراهای کلان شهرها برگزار کند .

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۸۶ ساعت ۲:۳۲ توسط محمد عليخاني