محمد علیخانی عضو شورای شهر تهران در بازدید از روزنامه «جمله» در خصوص مسائل روز کشور و همچنین چالش های پیش روی شورای پنجم از ابتدای کار تا به امروز و همچنین صف بندی های جناحی در کشور به گفت و گو پرداخت . این گفت و گو در ۲ بخش مشکلات حوزه شهر تهران و مسائل سیاسی صورت گرفته که در دو قسمت به آن پرداخته می شود. در ادامه بخش اول این گفت و گو را می خوانید.

علیخانی در خصوص چالش های پیش روی شورای شهر از ابتدای شروع بکار تا به امروز گفت: از ابتدای شروع کار شورای پنجم با دو چالش بزرگ مواجه است. چالش اول بحث منابع مالی و بدهی های گذشته شهرداری و چالش دوم نیروی انسانی مازاد در شهرداری است. مبلغی حدود ۵۰ هزار میلیارد بدهی میراث شهرداری گذشته برای شورای پنجم و مدیریت شهری جدید بود. این بدهی ها شامل بدهی به بانک ها و پیمانکارها می شود. از سوی دیگر هزینه ای معادل ۵۰ هزار میلیارد پروژه های نیمه تمام در سطح شهر تهران وجود دارد که شهرداری و شورای پنجم را با حدود ۱۰۰هزار میلیارد تومان کسری بودجه مواجه کرده است. بودجه سال ۹۷ شهرداری مبلغی حدود ۱۷ هزار میلیاردتومان است که بخش عمده ای از آن بابت حقوق نیروهای شهرداری هزینه می شود.
وی با اشاره به جذب بیش از حد نیرو در مدیریت گذشته گفت: در دوره آقای الویری نیروهای شاغل در شهرداری حدود ۲۵ هزار نفر بودند این تعداد امروز به ۶۸ هزار نفر رسیده است. یعنی حدود ۴۳ هزار نفر نیرو در دوره اصولگرایان اضافه شده است. این موضوع باعث شده اکنون به جای آنکه اولویت اول شهرداری رسیدگی به موضوع حمل و نقل عمومی و کاهش آلودگی هوا باشد، در عمل، اولویت پرداخت حقوق کارکنان شهرداری باشد. به همین دلیل است که بسیاری از پروژه ها کند پیش می رود و انتظارات مردم نیز به درستی برآورده نمی شود.
این عضو شورای شهر ادامه داد: حدود ۱۴ سال مدیریت شهری در اختیار طیف اصولگرا بوده است . لذا طبیعی است که غالب مدیران از همان طیف باشند. بر اساس آنچه که امروز مشخص شده برای هر پست مصوب حدود ۴ نفر نیروی مازاد وجود دارد. البته سطح اول مدیران تا حدودی تغییر کرده اند البته ما اعتقاد نداریم که همه مدیران گذشته باید بروند. اگر مدیری باشد که بر اساس تجربه و کارایی وجودش تاثیرگذار باشد، دلیلی ندارد که برود. برای شورای پنجم کارایی و تخصص مدیران مهم است.

از اموال عمومی نباید گذشت کرد
وی با اشاره به موضوع وقوع برخی تخلفات در گذشته گفت: برخی موضوعات حقوقی وجود دارند که نباید از کنار آن به سادگی گذشت. موضوعاتی که پای اموال عمومی و بحث بیت المال در میان است. در گذشته املاکی رایگان واگذار شده است. به طور مثال زمینی را به یک نهاد واگذار کرده اند که بیش از ۴۰۰ میلیارد تومان ارزش دارد. در شرایطی که شهرداری با کسری بودجه و بدهی به پیمانکاران و بانک ها مواجه است، طبیعی است پیگیری برای بازگرداندن این اموال عمومی ضروری باشد
علیخانی ادامه داد: تنها در حوزه معاونت فنی و عمرانی شهرداری، می توان با ۴۰۰ میلیارد تومان بسیاری از پروژه ها را تکمیل کرد. خب اگر آن زمین به اموال شهرداری بازگردد و یا پول آن به شهرداری پرداخت شود، مشکل یکی از معاونت برطرف می شود. بنابراین در خصوص پرونده تخلفات همچنان پیگیر مواردی همچون واگذاری زمین و املاک شهرداری خواهیم بود چرا که این موضوع یک موضوع جناحی نیست و پای منافع شهر و شهروندان در میان است.
وی با اشاره به انتخاب ۳ شهردار توسط شورای شهر گفت: من از طرف خودم صحبت می کنم و این نظر شخصی بنده است نه کل شورا. در خصوص انتخاب شهردارهایی که تا به امروز توسط شورای پنجم انتخاب شدند، افرادی بودند که به نوعی شورا مجبور به انتخاب آنان شد. به این معنا که برای انتخاب شهرداری که بتواند از پس مشکلات شهر تهران بر بیاید، به افرادی همچون آقایان حسین مرعشی، صفایی فراهانی و محسن هاشمی نیاز داشتیم. اما ما با یک مشکلی مواجه بودیم و مشکل ما این بود که آقایان مرعشی و صفایی فراهانی با موانعی مواجه بودند. یکی از گزینه های شورا برای شهرداری تهران آقای مرعشی بود اما ایشان به طور ناگهانی انصراف خود را اعلام کردند و از بین گزینه ها خارج شدند. آقای مرعشی علت انصرافشان را نگفتند اما ما که می دانیم ایشان مجبور به انصراف شد. بنابراین شهردارانی که انتخاب شدند، اولویت های بعدی بودند. البته هر کدام از انتخاب ها که اتفاق افتاد می توانست مزایایی داشته باشد. به طور مثال آقای افشانی را احساس کردیم می تواند رابطه خوبی با نهادهای حاکمیتی برقرار کند و برخی مشکلات را حل کند. چرا که خودش قبلاً معاون وزارت کشور بود. بنابراین انتخاب آنان بر اساس کارایی ها و سوابق مدیریتی افراد انجام گرفت. در انتخاب اخیر شهردار تهران ما اعتقاد داشتیم که آقای آخوندی مدیری قوی هستند، منتها احساس کردیم با انتخاب آقای آخوندی با چالش های جدیدی مواجه شویم که آسیب آن متوجه شهر و شهروندان شود. بنابراین به دنبال یک فضای آرام بودیم. در مورد آقای محسن هاشمی متاسفانه اکثریت اعضای شورای شهر راضی نشدند که به ایشان رأی بدهند.
علیخانی در پاسخ به این سوال که موضوع میثاق نامه چقدر در عدم انتخاب آقای محسن هاشمی نقش داشت گفت: میثاق نامه بهانه بود. آقای کمالی گفتند که میثاق نامه اصلاً مصوب شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان نبوده است متنی بود که برخی امضاء کردند مبنی بر اینکه اگر افراد وارد شورا شدند فردا که به آنها پیشنهاد وزارت یا منصبی در وزارت و … شد، شورا را رها نکنند و بروند. کار درستی هم بود. اما این بدین معنی نبود که شخصی داخل ساختار مدیریت شهری جابه جا نشود. آقای محسن هاشمی که قرار نبود از ساختار مدیریت شهری بروند. ایشان اگر شهردار می شدند در همین ساختار و سازمان در خدمت شورای شهر و شهروندان بودند. اما برخی دوستان دلیل می آوردند که اگر آقای هاشمی از شورا خارج شوند آقای چمران جایگزین می شود؛ اصرار داشتند که کسی از شورا خارج نشود این دلیل قانع کننده نبود چون ما اولا که انحصار طلب نیستیم. دوماً اگر یک نفر از جناح مقابل وارد شورا شود مگر چه اتفاقی رخ می دهد؟ واقعاً چمران چه خطری می توانست برای شورا داشته باشد؟ ضمن اینکه حضور آقای چمران یا هر فرد دیگری از جناع مقابل یک تضارب آراء در شورا ایجاد می کرد. ایشان حدود۵۰۰ هزار رای داشتند و در واقع می توانستند نماینده یک بخشی از جامعه در شورای شهر باشند. بنابراین معتقدم برخی نمی خواستند آقای محسن هاشمی شهردار شود. در واقع همان اشتباه سال ۸۴ را که جریان های داخلی ما آقای هاشمی را زدند و در نتیجه احمدی نژاد روی کار آمد، همان اشتباه در مورد شهرداری روی داد و برخی جریان های داخلی مانع شهردار شدن آقای محسن هاشمی شدند و این موضوع عواقبی دارد که بعدها مشخص می شود.

نقش اطرافیان روحانی در کاهش محبوبیت رئیس جمهور
علیخانی با اشاره به برخی اختلافات میان جریان اصلاحات و اعتدال گفت: با نگاهی به توئیت هایی که این روزها از طرف برخی سیاسیون منتشر می شود به وضوح این اختلافات را می بینیم. بعضی افراد در زمانی که نیاز به رای مردم داشتند توئیت های کنایه آمیز نمی زدند. واقعیت این است که اصلاح طلبانی که از آقای روحانی حمایت کردند چاره ای جز این کار نداشتند. آقای روحانی هیچ وقت گزینه ایده آل جریان اصلاحات نبود و ایشان هم هرگز نگفتند که اصلاح طلب هستند. اما شعارهایی که در زمان انتخابات دادند خیلی تند تر از شعارهای اصلاح طلبی بود. اما پس از انتخابات و به خصوص پس از انتخابات ۹۶ ایشان تغییرات محسوسی داشتند. گویا این آقای روحانی که امروز رئیس جمهور است شخصی متفاوت از آن آقای روحانی است که در زمان انتخابات سخنرانی می کردند. این یک واقعیت است و نمی شود این را انکار کرد. از طرف دیگر حلقه اطرافیان آقای روحانی نقش زیادی در کاهش محبوبیت رئیس جمهور دارند. حالا این حلقه آقای روحانی وانمود می کنند که اگر اصلاح طلبان هم از آقای روحانی حمایت نمی کردند باز هم ایشان پیروز می شد. این ادعا را نه کارشناسان و تحلیلگران سیاسی باور می کنند و نه مردم. در واقع این حرفها زمانی مطرح می شود که دیگر نزدیکان روحانی نیازی به رای اصلاح طلبان ندارند و به قول معروف خرشان از پل گذشته است. منشاء اصلی اختلافات هم همین ادعاهای بی اساس است. هرگز نمی توان نقش صد درصدی جریان اصلاحات در پیروزی آقای روحانی چه در سال ۹۲ و چه در سال ۹۶ را نادیده گرفت.
وی در جمعبندی جریان های سیاسی و پایگاه اجتماعی این جریان ها گفت: با اینکه اصلاح طلبان به خاطر عملکرد دولت در جامعه آسیب دیده اند اما اصولگرایان وضعیتی به مراتب بدتر دارند. اگر اصلاح طلبان به دلیل حمایت از دولت وضعیتشان متزلزل شده باشد بدین معنی نیست که اصولگرایان وضعیتی بهتر دارند. واقعیت این است که اگر خوب ببینیم متوجه می شویم که شخصی مثل آقای احمدی نژاد وضعیت بهتری نسبت به اصولگرایان در جامعه دارند. تنها به یک شرط ممکن است اصولگرایان بار دیگر روی کار بیایند و آن هم زمانی است که همه افراد و جریان ها کنار زده شوند و رد صلاحیت شوند و دیگر کسی نباشد غیر از اصولگرایان. آن زمان ممکن است که آنان رای بیاورند و دوباره در راس کار قرار گیرند.
وی در پایان با اشاره به انتقاداتی که نسبت به عملکرد فراکسیون امید مطرح می شود گفت: شرایطی ایجاد شد تا تمام افراد تاثیرگذار جریان اصلاحات رد صلاحیت شوند. در چنین شرایطی ما تنها راهی که پیش رو داشتیم این بود تا با معرفی چهره های معتدل اجازه ندهیم که بار دیگر مجلس در اختیار افراطیون قرار گیرد. بنابراین نمی توان اصلاح طلبان یا آقای دکتر عارف را به دلیل حمایت از افراد معتدل مورد انتقاد قرار داد لذا در این شرایط نیز نمی توان از همه افراد لیست امید توقع اصلاح طلبی داشت. به همین دلیل حمله به رهبران و چهره های تاثیرگذار اصلاح طلب از سوی برخی اصلاح طلبان را نوعی خودزنی می دانم و معتقدم تا زمانیکه حزب به معنای واقعی و قدرتمند نداشته باشیم برای پیروزی راهی جز جبهه ای عمل کردن در کنار بزرگان اصلاح طلب نداریم.